تلخكامي شيرين

گفته بودم يكي از دوقلوها به شدت درونگرا است ، برخلاف اون يكي كه شديدا دل به نشاطه
اولي اومده پهلو بابايي بهش مي گه : دلم مي خواد داد بزنم
پيرمرد هم اونو بوده تو حياط و يه پوست نارنج بهش داده و خودش هم يك دونه دست گرفته گفته با هم گاز بزنيم
گاز زدن و از تلخي كه پاشيده شده تو دهنشون داد زدن، اول واقعي ، بعدش عمدا و بيشتر و بلندتر
اخرش دوقل گفته: خيلي خوب شدم، بعدا بازم بياييم داد بزنيم  

نظرات

‏سندباد گفت…
وای خداااااایا!!
<3 <3 <3 <3 ...

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟