۳۱ شهریور ۱۳۹۴

بازگشت سلطان

كلا حال مي كنم با اين فضاي عاشقانه پاييزي كه بر دنياي مجازي حاكم شده، خوب است كه مردم مدام از عشق در پاييز و خبر بازگشت در پاييز و جيب هاي بزرگ براي دستهاي بيشتر در پاييز مي نويسند، مي گويند كه جنگها و زلزله ها و بيماري ها بيشتر در تابستان بوده
شايد براي همين زنده در رفتن، ملت شادمان بودند
امسال پاييز زود آمد
و من بايد زودتر براي سفرهاي پاييزيم آماده شوم
سال گذشته به ديلمان رفتم و سياهكل 
اين بار مي خواهم دوباره بعد از سالهاي با پاييز گرگان تجديد ديدار كنم
مي دانيد پاييز گرگان قرمز دارد
خونين 

۲ نظر:

Ebrahim Houshyar گفت...

پادشاه فصل‌ها پاییز
بیا خواهر، بیا گرگان
گرگان قشنگه، خاصه در پاییز!

سندباد گفت...

با آرزوی کلی سفر خوب پاییزی!

خواننده هاي خاموش هم روشن شيد لطفا

دوستان خانمي از آشنايان مجازي اين حكايت از عبيد زاكاني را بازنشر كردند بسيار مايلم كه نظرتان را بعد از خواندن حكايت بدانم اگر دوستش ...