يعني كشته اون سبك رفاقتشم

كنار موقرمز تو مهتابي خونه شمال نشستم دارم به صداي بلند تعبير خوابمو مي خونم و مي گم:نوشته  شما به كار افتخار آفريني دست خواهيد زد
مو قرمز لم داده در حال خوردن انجيرهاي خونه شمال مي گه: عمرا

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا