خانم آبدارچي سيني چايي را رو ميز گذاشته و مي گه: من هر وقت ميرم سر قبر شوهرم، اول يه نگاه به دور و برم مي كنم كه كسي نباشه بعد بهش مي گم: اي الهي به قبرت آتيش بباره ، خدا لعنتت كنه، چرا زودتر نمردي از دستت راحت بشم !!!
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
۲ نظر:
:)
aaali bod gis tala jan
من از تعجب شاخ دراوردم
آخه چرا
ارسال یک نظر