دور هم جمع شده بوديم ، من تازه از قبرس برگشته بودم،
نگاه به ساعتم كردم و گفتم : ساعت من هنوز قبرسه
دوستم كه دانشجو تركيه است گفت :منم ازمير
سومي گفت: نيويورك
محدثه با لبخند گفت : ساعت من رو هنجن، ده مادربزرگم
چند روز پیش در بالای کوهی که چادر زده بودیم همسفر جدیدی گفت که بلاگ اسپات دیگه فیلتر نیست امروز اومدم نگاه کردم دیدم راست می گه نیست به...
۱ نظر:
ای جان؛
سوته دلان...!
ارسال یک نظر