تو جاده بوديم و رها اصرار داشت كه كيفش را داده به من و من انكار،
بعد از كلي جستجو، كيف يه جاي كاملا امني و در وضعيت مرتبي پيدا شد و فورا رها و محدثه قبول كردند كه من كيفو اونجا نگذاشته بودم
!!!
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر