۳۰ دی ۱۳۹۴

بابا من شلخته نيستم، من فقط به نظم اعتقادي ندارم

تو جاده بوديم و رها اصرار داشت كه كيفش را داده به من و من انكار، 
بعد از كلي جستجو، كيف يه جاي كاملا  امني و در وضعيت مرتبي  پيدا  شد و فورا رها و محدثه قبول كردند كه من كيفو اونجا نگذاشته بودم 
!!!

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...