۵ بهمن ۱۳۹۴

و جاده و برف و موسيقي درونم را هم تكثير مي كنم

ديشب تا دوازده  مهمان عزيزي داشتم، صبح ساعت چهار بيدار شدم و اژانس گرفتم و رفتم ترمينال ، پنج و نيم راه افتادم به سمت شمال و ظهر رسيدم اونجا براي جلسه دفاع دانشجو و بعد از جلسه  برگشتم ترمينال و  سوار شدم و عصر رسيدم تهران 
به رها  پيغام  دادم: رسيدم تهران، كجا بريم؟
جواب مي ده:مي دوني  تو يه بيماري ، اما ژنتو بايد تكثير و تزريق كنن به دهه شصت و هفتاد تا بيماريت شيوع پيدا كنه

هیچ نظری موجود نیست:

خواننده هاي خاموش هم روشن شيد لطفا

دوستان خانمي از آشنايان مجازي اين حكايت از عبيد زاكاني را بازنشر كردند بسيار مايلم كه نظرتان را بعد از خواندن حكايت بدانم اگر دوستش ...