۲۰ اسفند ۱۳۹۴

فشار بهت نيايد يهويي

بابايي رفته زير كابينت و دو ساعتي هست كه داره تلاش مي كنه تا مشكل نشتي آب را در آنجا حل كند، دو قل تمام مدت بالاي سرش نشسته و وراجي مي كند، در ميان حرف زدن مكث عميقي مي كني و مي گويد: مي بيني؟ هميشه من و شما بايد زحمت بكشيم 

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...