بابايي رفته زير كابينت و دو ساعتي هست كه داره تلاش مي كنه تا مشكل نشتي آب را در آنجا حل كند، دو قل تمام مدت بالاي سرش نشسته و وراجي مي كند، در ميان حرف زدن مكث عميقي مي كني و مي گويد: مي بيني؟ هميشه من و شما بايد زحمت بكشيم
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر