۱۸ اسفند ۱۳۹۴

سطل و بيل هم براي كنار دريا سفارش دادن

دوقلوها اومدن شمال، هیجانزده و خوشحال وارد شدن و از اولین تجربه پروازشون با هواپیما وراجی کردند، اینکه ابرها پیدا بودن، بال های بزرگ هواپیما، کوچیک بودن دریاها و سرعت کم هواپیما! و خلبان زشت، غذای هواپیما را هم با دقت و ظرافت تا ته خوردن
مهماندار هم اب نبات نداده گوش درد گرفتن
اولین سوالشون هم این بود که تا همیشه، هرچند روز اینجا می مونن؟ تا  اخر همیشه؟

هیچ نظری موجود نیست:

خواننده هاي خاموش هم روشن شيد لطفا

دوستان خانمي از آشنايان مجازي اين حكايت از عبيد زاكاني را بازنشر كردند بسيار مايلم كه نظرتان را بعد از خواندن حكايت بدانم اگر دوستش ...