چرا آخه؟

امروز به دليل بارندگي در خانه نشستم و شادمانانه  يكي دو قسمت از سريال شهرزاد را ديدم و اعتراف مي كنم كه نحسي سيزده حقيقتا اثر كرد، من هم از حسن فتحي و سريالهايش خوشم مي آيد و هم ارادت ويژه به نغمه ثميني دارم اما واقعا جا خوردم ، بسيار سعي كردم به خودم تلقين كنم كه حالا حست خوب نيست و به مرور بهتر مي شه اما  ايرادات قابل بخشايش نبودند
درگيري جاهلها اوج ضعف كارگرداني بود
بازي زماني ، بخصوص دستكاري عينكش روي اعصاب بود
موسيقي كه انگار متعلق به يه فيلم ديگه است 
رفتارها و روابط به زمانش نمي چسبيد 
و بخش جسد زير ملافه و زنده بودنش كه ديگه شرمنده ام كرد، تا اين حد هندي؟
الان با احساس گناه كه چرا اين سريال را دوست نداشتم، نشستم وودي آلن نگاه مي كنم كه بقول بچه ها بشوره ببره

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا