۲۹ مرداد ۱۳۹۵

يك هلوي خنك بهش دادم

خب همانطور كه در اينستاگرام مشاهده كرديد اومدم شمال و ديدم كه علفهاي هرز حياط تا كمر بالا اومدند، از انجا كه قصد استفاده ازسبزكش را ندارم، يك چمن زن كه اگهي اش را سر كوچه ديده بودم خبر كردم
جوان  وقتي كارش تمام شد گفت: چهل تومن مي شود ،
يك تروال پنجاهي دادم گفت: كه پول خرد ندارد، 
گفتم : بقيه اش مال خودت، 
گفت:  من گفتم چهل تومن چهل تومن مي گيرم ، پول حلال بايد ببرم خونه، 
گفتم :راضي ام، 
گفت : من راضي نيستم
اخر چهل تومن خرد پيدا كردم و بهش دادم
وسايلش زياد بود،  با ماشين رها  تا ميدان شهر رسانديمش ، وقتي سوار ماشين شد عطر خنك چمن و علف بريده شده ماشين را پر كرد

هیچ نظری موجود نیست:

زندانهای آحری

بحثی داریم در معماری به نام روانشناسی   محیط،  اینکه بنا و انسان چه رابطه روانی با یکدیگر برقرار می کنند. مشاهده شده که ساخت یک مجموعه آ...