خنده دار تر از همه مهمانان گرياني بودند كه از خواهرا تشكر مي كردند كه خدا خيرتون بده چه گريه خوبي كرديم

موقرمز رفته عروسي پسر عمو در روستاي پدري اش
حگروه موسيقي در مجلس تانگو گذاشتن ،
 اون وقت به جاي عروس و دوماد، خواهرهاي موقرمز به ياد پدر متوفي رفتن با عمو  تانگو رقصيدن و اشك ريختند
حالا موقرمز فرياد زنان مي گفت: آخه مي خوام بدونم، بابامون   به عمرش اصلا رقصيده بود؟يا شما   تو عروسيتون  با بابا تانگو رقصيديد ؟ عمومون  با عصا راه مي ره با شما تانگو برقصه؟ حالا  مي رقصي چرا گريه مي كنيد وسط عروسي؟ 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠