۱۰ شهریور ۱۳۹۵

ولي خوشگل بودا، ارزششو داشت، ديدينش كه

ولي خدايي بايد دستمزد يك روز كارگر را به من مي داد، اون همه طاقه پارچه را ريختم رو سر پيرمرده درست، ولي خيلي بهتر از قبل چيدمشون رو هم!
از كول و كمر افتادم يه ملافه خريدما 

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...