۱ آذر ۱۳۹۵

به تمام خدايان قسم

غمگينم
دلم تنگ شده، دلم  براي كسايي كه دوستشون دارم و ازشون دورم، تنگ شده و فكر مي كنم زندگي خيلي كوتاه و فرصت دوست داشتن كمه و اين فاصله ها، همين فرصتهاي اندك را از ما مي گيره
تو اينستاگرام عكساشونو مي بينم، تو تلگرام ، فيس بوك و زندگي ها مون جدا  از هم ادامه داره و هيچ شكلي از ارتباط نمي تونه جاي ديدار را بگيره
و مي دونم كه اصلا  از اول هيچ تضميني نبوده كه طبق اون بتوني،  همه كسايي كه دوست داري را كنار خودت داشته باشي
و اتفاقا همين غمگينترم مي كنه،
كاش در دنياي اساطيري ايران باستان بودم و هنوز خدايان نگهدارنده پيمان و دوستي اينقدر زياد و قوي بودند كه هيچكس ديگري را ول نكنه بره اون سر دنيا 

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...