مگر اينكه يك انتخاب شخصي باشد

به رها گفتم منكه مي دانم آن موقع، من پيرزن سرحالي هستم كه هنوز در حال سفر است و هر گوشه دنيا يك دوست دارد
اما تهديدت مي كنم كه اگر در شصت سالگي افسرده و نااميد و فس بودي، تنهايت خواهم گذاشت
براي تنها نبودن حداقلش اين است كه آدمي خودش قابل معاشرت باشد
به نظرم من دلايل تنهايي ، درصد كمي به دنياي بيرون كه درصد بيشتري به ميزان ويراني دنياي درون بستگي دارد

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟