از چيزهاي خوب دنيا بنويسيم

معمولا شش ماهی بین من و دانشجو طی می شود تا پایان نامه نوشته شود، مدت زمانی که  گفتگوها در خانه من، دانشگاه، تلگرام، ایمیل و تلفن می گذرد باعث می شود که رابطه ای متفاوت از کلاس درس شکل گیرد، من از زندگی شخصیشان با خبر می شوم، از ازدواج ها و طلاق ها از دعواها و بیماری ها از شادی ها و غصه ها، روزهای دفاع  که نزدیک می شوند این ارتباط هر روزه می شود ، اضطرابی که بالا می رود و تلاش من برای آرامش دادن و سرعت بخشیدن به روند کار
اصلا مهم نیست که پایان نامه سرانجام چیز به دردبخوری از کار در بیاید یا نه ،
وقتهای مثل امشب که دانشجو فایل نهایی را برایم می فرستد و شادمان مي نويسد كه : 
تمام شد ، چه راه قشنگي بود
احساس مي كنم كه بيهوده نبودم ، نبوديم 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا