فكر كنم كف سرم نوشته ٦٦٦

خوانندگان قدیمی من می دانند که من یک جور  سنت دارم در رفتن به آرایشگاه و  ... به کله ام
چند سالی بود که این سنت حسنه را به جا نیاورده بودم به همین علت دیروز رفتم آرایشگاه و در آنجا آرایشگر محترم هم همچون همکاران تهرانی اش به سرعت سر بنده را به عنوان محلی برای هنرنمایی شناسایی کرده و آن را در سه نوبت به رنگهای زرد، نارنجی و سبز در آورد
بار چهارم  به درخواست اینجانب موهایم به رنگ اولیه در آمد و بنده فقط وقت و هزینه ای که قرار بود به باد دهم را دادم 
و خداوند را شاکرم که  توفیق این را داشتم که این سنت  را ادامه دهم 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟