۱۰ بهمن ۱۳۹۵

چه بلايي سر اين نسل آمده است؟

فصل امتحانات و نمره دادن است  و بسيار غمگين كننده
هستند دانشجويي كه مقاله را كلا دزديده اند ، تمام و كمال و  به شدت هم انكار مي خورند و قسم و آيه كه خودشان نوشته اند و وقتي لينك مقاله اصلي را برايشان  مي فرستم شروع مي كنند به گريه و زاري كه تو رو خدا بدبختم و بيچاره
همين گريه و زاري را دانشجوياني كه افتاده اند يا نمره شان كم شده است فراوان حضوري و تلفني و تلگرامي انجام مي دهند كه شرم مي كنم جمله اول استاد توروخدا را تا انتها بخوانم 
آنچه كه بسيار اندوهگينم مي كند اين فقدان اصول اخلاقي ، فقدان غرور، فقدان احترام به خود است
جدا از اينكه من به شدت دست بالا و شلخته تصحيح مي كنم  نمي فهمم و چطور مي توانند بابت نمره اينقدر خودشان را ذليل كنند، 
كاملا بياد دارم دانشجويان قديمي را كه حتي افتادنشان با كلاس بود و عزت نفسشان قابل احترام،
 يادم هست كه حتي بابت اين پذيرش  بزرگ منشانه شكست ،پيش مي آمد كه نمره شان را اضافه كنم 

هیچ نظری موجود نیست:

تصادف را دوست دارم

ديروز عصر رفته بودم دنبال كاغذ ديواري و كاشي حموم، از بس دير رفته بودم كه گرما نباشه به شب رسيدم ،دو سه تا مغازه ديدم و بر گشتم،منتظر ماشي...