۱۱ اسفند ۱۳۹۵

ايرانيان غريب

زنگ زدم ببينم كجاي شهرتون دور و بر ترمينال يه غذاخوري هست كه من توش ناهار بخورم و مسموم نشم، آخه دارم مي رم "شهرمون"
لحنش چنان ناخوشايند و تحقير آميز كه دلم مي خواست طرف مقابل بگويد: كوفت بخوري
اما او جواب بهتري داد: نمي دانم
زن دوباره توضيح داد كه : از صبح هيچي نخوردم و دارم غش مي كنم و مي خوام يك چيزي تو "شهرتون "بخورم كه نميرم 
طرف دوباره گفت :نمي دونم 
اينم شاكي خداحافظي كرد و پس از مدتي سكوت عين همين حرفارو به راننده گفت
راننده اما گويا از قبل جواب را تمرين كرده بودگفت :"شهر ما "غذا خوري خوب زياد داره اما شما همون كيك  و چاي ترمينال برات خوبه كه مسموم نشي و برسي به "شهرت"

هیچ نظری موجود نیست:

نتیجه گیری اخلاقیش تابلوه دیگه نه؟

رفیقی دارم که عاشق بنفشه افریقایی است،  من نیستم ،  به نظرم گل لوسی می رسد، شبیه این دختر شهری های است  که باید خواب و خوراک و ماشین و...