ايرانيان غريب

زنگ زدم ببينم كجاي شهرتون دور و بر ترمينال يه غذاخوري هست كه من توش ناهار بخورم و مسموم نشم، آخه دارم مي رم "شهرمون"
لحنش چنان ناخوشايند و تحقير آميز كه دلم مي خواست طرف مقابل بگويد: كوفت بخوري
اما او جواب بهتري داد: نمي دانم
زن دوباره توضيح داد كه : از صبح هيچي نخوردم و دارم غش مي كنم و مي خوام يك چيزي تو "شهرتون "بخورم كه نميرم 
طرف دوباره گفت :نمي دونم 
اينم شاكي خداحافظي كرد و پس از مدتي سكوت عين همين حرفارو به راننده گفت
راننده اما گويا از قبل جواب را تمرين كرده بودگفت :"شهر ما "غذا خوري خوب زياد داره اما شما همون كيك  و چاي ترمينال برات خوبه كه مسموم نشي و برسي به "شهرت"

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟