۲۹ اسفند ۱۳۹۵

عناويني كه اين چند روز خواندم

كتاب قول فردريك دورنمات، ظاهرا پليسي اما  با لايه هاي زير متن و دردناك
دو تا كتاب از داستهاي شرلوك هلمز، همچنان هنگام خواندن جرمي برت در ذهنم سخن مي گويد و لبخند بر لبانم مي آورد
كتاب عاشقانه اي از جين آستين، همچنان  توجهش به جزييات گفتگو ها و شناخت عميقش از جامعه زمان خودش با قهرماني همان دختر نه چندان زيبا اما باهوش، گمانم او جزو اولين نويسندگاني است كه زيبايي را شرط قهرماني در داستان نگذاشت
كتاب شيرين ترين روياها از ليسينگ، تا به حال چيزي از او نخواندم كمي طولاني  به نظرم رسيد اما از دوراني خبرم داد كه چيزي از آن نمي دانستم و گروه هاي چپ در فرانسه 

هیچ نظری موجود نیست:

تصادف را دوست دارم

ديروز عصر رفته بودم دنبال كاغذ ديواري و كاشي حموم، از بس دير رفته بودم كه گرما نباشه به شب رسيدم ،دو سه تا مغازه ديدم و بر گشتم،منتظر ماشي...