۳۰ فروردین ۱۳۹۶

بدون شرح

دانشجو آمد و عذرخواهي كه نتوانسته جلسه امروز را بيايد، عصباني گفتم كه اولين بار است او را مي بينم، بدين معني كه تا به حال نيامده است، با حيرت گفت كه فلاني است ، دانشجوي كه از اولين جلسه بهمن ماه حاضر بوده است
آنچنان آن دختر زيبا  ، بيمار و لاغر شده بود كه نشناخته بودمش علت را پرسيدم گفت كه در حال طلاق گرفتن است و بعد تلوتلو خورد اما نيفتاد

هیچ نظری موجود نیست:

تصادف را دوست دارم

ديروز عصر رفته بودم دنبال كاغذ ديواري و كاشي حموم، از بس دير رفته بودم كه گرما نباشه به شب رسيدم ،دو سه تا مغازه ديدم و بر گشتم،منتظر ماشي...