۳۰ فروردین ۱۳۹۶

بدون شرح

دانشجو آمد و عذرخواهي كه نتوانسته جلسه امروز را بيايد، عصباني گفتم كه اولين بار است او را مي بينم، بدين معني كه تا به حال نيامده است، با حيرت گفت كه فلاني است ، دانشجوي كه از اولين جلسه بهمن ماه حاضر بوده است
آنچنان آن دختر زيبا  ، بيمار و لاغر شده بود كه نشناخته بودمش علت را پرسيدم گفت كه در حال طلاق گرفتن است و بعد تلوتلو خورد اما نيفتاد

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...