۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶

شيفته اش شدم

امروز در مطب دكتر زنان نشسته بودم، ناگهان زني كه داخل اتاق دكتر بود بيرون دويد و رو به ديوار زار زد، بسيار كوتاه،  بعد چند نفس عميق كشيد ، با دستمال كاغذي چشمها را خشك كرد و دوباره به داخل اتاق دكتر بازگشت
،
،
،
شيوه پذيرفتن واقعيتي كه دكتر به او گفته بود
شانه هايش زمان بازگشت به داخل اتاق
و تلاشش براي دوري از هر نوع دلسوزي 

هیچ نظری موجود نیست:

تصادف را دوست دارم

ديروز عصر رفته بودم دنبال كاغذ ديواري و كاشي حموم، از بس دير رفته بودم كه گرما نباشه به شب رسيدم ،دو سه تا مغازه ديدم و بر گشتم،منتظر ماشي...