مرگ كه حقه خو

امروز اينقدر كلاغها غار غار و قار قار كردند كه از خواب پريدم
اين موقع ها مادربزرگم مي گفت  زلزله مي خواد بياد
اما هرچي فكر كردم ديدم يه زلزله ارزش اينو نداره كه من لباس بپوشم و بيام بيرون
بنابراين پنجره را بستم فقط و دوباره  خوابيدن 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

ايرانيان غريب

ملت بامزه