۲۳ خرداد ۱۳۹۶

خب رسالتم انجام شد، برگردم سر تصحيح اوراق

مي دانم بيشتر خواننده هاي من جوانند، خيلي ها از نوجواني با من همراهند، مي دانم من هميشه كاركرد اين وبلاگ را جدي نگرفتم، مي دانم با جمع خوانندگان فيس بوك و اينستا و اين دو تا وبلاگ و حتي گودر،  برخلاف بسياري از وبلاگها خواننده هاي من كم نشدند در اين سالها
همچين مواقعي جوگير مي شم كه من ديني بر گردن دارم بابت اين همه رفيق مجازي و فكر مي كنم بايد پيغامي بدهم و رسالتي بر دوش دارم
البته خوشبختانه سالي يكي دوبار وهم برم مي داره و 
الان يكي از اون وقتاست
جان من با دندونهاتون مهربون باشيد، دكتر و دواش خيلي خرج داره
اون گردن لامصب را روي گوشي خم نكنيد اينقد، 
دستاتونو زير چونه نزنيد
قوز نكنيد، 
چيز سنگين بلند نكنيد، 
رو زمين و توالت ايراني نشينيد
حسودي نكنيد، جدي نگيريد، ساده بگيريد
آت آشغال نخوريد
غصه نخوريد ،
 غصه نخوريد، 
غصه نخوريد
،
،
،
،
،

هیچ نظری موجود نیست:

تصادف را دوست دارم

ديروز عصر رفته بودم دنبال كاغذ ديواري و كاشي حموم، از بس دير رفته بودم كه گرما نباشه به شب رسيدم ،دو سه تا مغازه ديدم و بر گشتم،منتظر ماشي...