۵ بهمن ۱۳۹۶

طناز

وارد مغازه شدم و به مغازه دار خیره شدم، نگام کرد گفت:یادتون رفته چی میخواهید
گفتم :نه یادمه رنگ مو بود، اسمش یادم رفته، 
- جلدش چه رنگی بود
- یادم نیست اما اسمش کاف داشت
اقاهه هرچی رنگ مو کافدار بود نام برد، اشنا نبود، رفتم و مدتی بعد 
برگشتم گفتم :یادم اومد البورا بود رنگ قرمز اتشی اش
گفت: البورا نداریم اما ای کاش داشتم تا شما کافش را نشانم می دادی

هیچ نظری موجود نیست:

دم همه مایی که سعی می کنیم ناامید نشیم، گرم

دروان سختی است. در تلگرام من انگار خاک مرگ پاشیدن. هیچکس جوک نمی فرسته حرف نمی زنه عکس نمی ذاره همه ترسیدن از اینده همه نا امیدن همه عصب...