۱۵ مرداد ۱۴۰۵

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم

از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بیاید متنفرم 
تنظیم تعداد کلمات
 نیم فاصله ها  
فرم هایی که باید پر شود
هر وقت هم این وظیفه را به دانشجو دادم فقط دوباره کاری بود
نتیجه اینکه زجر می کشیدم و انجام می دادم
در مورد داوری که هیچ نگویم وقتی اصلاحات می دادند یعنی اینقدر سخت بود که  یک بار نامه نوشتم  به مجله که بی خیال چاپ مقاله شدم
خالا این روزها سه تا مقاله نصفه نیمه را تمام کردم و فرستادم مجله
چطور
به مدد هوش مصنوعی عزیر که خدا سازندگانش را برکت دهد
اون کنار دست من باز است و گفتگو می کنیم اینطور
 چیکده را بکن سیصد کلمه
کل مقاله را چک کن کلمات  و جملات تکراری را پیدا کن
نیم فاصله ها را درست کن
سوالاتی که طراحی کردم چطوره؟
نتیجه گیری را بخون ببین  خوبه
خیلی هم روحیه می ده و تشویق به ادامه می کنه 
اما قسمت ترسناکش را هم دیدم 
خودش تحلیل هم می کنه
و
می دونم الان می گی خوبه که کارت راحتتر شد
نه قسمت ترسناکش این نیست
اینه که
خیلی بهتر از من تحلیل می کنه
اینطوری دیگه چه دلیلی داره من مقاله بنویسم
متوجه منظورم می شود
مقاله در جستجوی جواب یه سوال است
وقتی بهترین و قانع کننده ترین جواب آماده است
چرا اصلا باید ادمی بنویسد
و اگر چنین چیزی ادامه پیدا کند
سرنوشت پژوهش های توصیفی- تحلیلی چه خواهد شد؟
اصلا بی خیال پژوهش
زندکی در دنیای که جواب همه سوالها معلوم است چطور خواهد بود؟

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...