۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶

دوستم با مسئول یه شرکت مسافرتی صحبت می کرده که بابا این همکار های شما عجب کلاهبردان .. چه کارهایی که نمی کنن گفتن 3 میلیون می گیریم برات مدرک کارشناسی می گیریم اما ای الس راخودت باید بگیری!
شنونده می گوید ما ای الس هم برات می گیرم
بالاخره بر خجالتم غلبه کردم و به همسایه پایینی گفتم که پول شارژ را نداده ...اخ مردم ولی گفتم ...باور می کنید من تا این حد خجالتی باشم؟ مثلا مدیر ساختمون هستم خیر سرم...
تازه شم مغازه دار را مجبور کردم بند کیف لپ تاپم را بیاورد دم در خانه ...این دیگه شاهکارم بود

۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۶

دکتر فرهنگی برای اولین بار اومد سرکلاس همه عاشقش شدیم یه پیرمرد جذاب و مهربون بود و فکر کردیم چه ترم جالبی خواهد شد باهمون مهربانی تکلیف ها را داد: ترجمه یه مقاله در باب جامعه شناسی هنر...نگارش یه مقاله درباب جامعه شناسی هنر که در ان به 5مقاله انگلیسی رفرنس داده باشیم...انتخاب یه کتاب برای ارائه خلاصه ان سر کلاس و یک امتحان نهایی از این کتابها...
با لبخند و مهربانی اینها را گفت و رفت دم در هم گفت که تا دو ماه دیگه می ره امریکا و تا قبل از اون باید تکلیف ها را انجام بدیم ... ما هم اصلا مخالفتی نکردیم و در سکوت در کلاس ماندیم و در فکر فرو رفتیم...بعد از چند دقیقه یکی به ارامی گفت:بدبخت شدیم و همه متفکرانه سر تکان دادیم...
- اصلا این پولو نمی دم تا همیشه بتونیم به ماجراش بخندیم
- تو پول منو بده من یه برنامه راه می اندازم که تفریح کنی...چرا برای تفریح مال مردمو می خوری؟

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۶

اسم بیماری دوستم را پیدا کردم سندرم نو عروسان....بعد از عقدش ندیده بودمش...در واقع از دستش در می رفتم...اومد دیدنم و انقدر پدرام پدرام کرد که فکر کنم تا اخر عمر از همچین اسمی بیزار بشم...بیست سالی هست که دوستام عروس می شن و همشون دچار همین بیماری می شن ...مرضشون هم بین 1 تا 3 سال طول می کشه ..فقط یه مورد بود که 14 سال طول کشید اما خب یک دفعه خوب شد...اخه طلاق گرفت...
- تو ذوق زیبایی شناسی نداری
- اگه داشتم که تو رو به دوستی انتخاب نمی کردم
- خیلی خری
- اونوقت از خر انتظار داری که ذوق زیبایی شناسی داشته باشه

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۶

- یکی از استادا به من گفت شما که دانشجو دکتری هستنید باید یه کول دیسک داشته باشید
- اخی... چی بهش گفتی ؟
- گفتم چشت بگیره یه لپ تاپ خریدم یک میلیونو و نیم
- گفتی؟
- نه ولی لپ تاپو نشونش دادم
- من بودم با زانو می زدم تو تخمش
- !!!!
- ای حال می داد تا اخر عمرش اسم کول دیسک را نمی اورد...

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...