دیشب حالم حسابی گرفته بود. شنیده بودم که پدر یکی از دوستانتم دو تا از خواهر هایش را کشته است. در واقع سر بریده است. در شوک ناشی از این خبر و اینکه الان دوستم در چه حالی است به خانه امدم. با سردد وبی حوصله گی عصر را به شب رساندم . دیدم دارد اوضاع خراب تر می شود دوش گرفتم. تنها کاری که مرهمی است بر زخم های من. فایده ای نداشت. به لحظات بدی رسیده بودم تلوزیون هم مردانی زشت را با کلماتی کسالت بار نشان می داد که ناگهان. شبکه چهار چهره زیبای هرکول پوارو را دیدم. با ان لبخند دانای دلنشین. کارگردانی جذاب و داستانهای دل انگیز اگاتا کریستی این زن عجیب.شبی خوش را در پیچ و خم زیبایی های کار bbcگذراندم. مگر واقعا وظیفه هنر چیزی غیر از این است. مرهمی است زمان به سال صفر.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اينستاگرام gisoshirazi
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
مرد جوانی در زد گفت اردکشون اومده داخل حیاط ما،داشتم دنبال اردک می گشتم یک پسره را به جای اردکه پیدا کردم که تا منو دید پا گذاشت به فرار ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر