۲ دی ۱۳۸۳

یلدای جنگجو

چند نفر از دوستان را دعوت کرده بودم. برای اولین بار در عمرم سوپ جو درست کردم. خیلی خوشمزه شد. انقدر که هیچکس سالاد ماکارونی رانخود(بد مزه شده بود؟)
یکی از دخترها ادبیات عرب خونده بود. بنابراین شمع ها را روشن کردیم و او فال حافظ گرفت. یکی از پسر ها مدام می گفت چه ارتباطی بین حافظ و عرب ها هست؟ و در پایان هر بیت از دختری که شعر می خواند می پرسید: یقضبون یعنی چی؟!!! با لهجه شدید عربی

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...