۲۴ شهریور ۱۳۸۴

دست شکسته

دوستم دستش شکسته و حسابی از این مدت طولانی که در گچ است کفری شده است. دوست دیگرم هر وقت که او را می بیند دستهایش را در هم گره می زند بالا و پایین می کند و تکان می دهد و می گوید ..وای چقدر کیف می دهد ادم بتونه دستشو اینجوری بکنه
دست شکسته بعد از مدتی ازار دیدن از این حرکاتِ دومی جواب دندان شکنی به او داد: بد بخت دست آدم از کار بیفته خیلی بهتر از اینه که ...آدم از کار بیفته (دومی تازه طلاق گرفته)

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...