۱۴ مهر ۱۳۸۴

حامله

به دنبال بورس به یکی از دوستانم زنگ زدم که دو سال پیش او هم همین مشکل را داشت به او با ادای گریه گفتم: فقط تو... تو می تونی کمکم کنی.... فقط تو ...
وحشتزده گفت: چی شده گیس طلا حامله شدی؟

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...