۲۳ دی ۱۳۸۴

كرخه تاراين

مامان دوستم هر وقت مي ره سينما اول فيلم مي خوابه آخرش بيدار مي شده. با عروسش و دامادش رفته بوده سينما فيلم از كرخه تا راين . اخر فيلم از خواب بيدار مي شه مي بينه همه دارن گريه مي كنن. داد مي زده: چي شده تو را خدا چي شده به من هم بگين كي مرده چي طو شده؟

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...