امروز رفته بودم خانه هنرمندان ..من اونجا را خیلی دوست دارم یه خونه قدیمی توی یه پارکه که غریب پور از ارتش گرفتش و درستش کرد و حسابی خوشگلش کرد.
با دوستم ساعت 7 قرار داشتم و من زود رسیدم رفتم یه نمایشگاه نقاشی که خیلی خوشم اومد. مضمون نقاشی ها زنان بودند زنانی قد بلند و لاغر ، با موهایی کوتاه و فر در میان رنگهایی گرم و درخشان
دو سه تا مغازه توی خانه هست که توی اون صنایع دستی که بچه های هنر درست کردن می فرشوند گردنبند و گوشواره و سفال و شیشه ...همه جا پر از رنگ و نور...و پر از کتابهای کوچک با مزه ..یک کتاب از عشقم شل سیلور استاین خریدم here I am in the wind again…
یک کتاب بود که گرون بود نخریدم اما همنجا سرپایی خوندم و حسابی خندیدم ...کتاب فرهنگ شیطان بود...معنی کلمات آنقد رخنده دار بود...بی عقل: کسی که فکر می کند همه مردم بی عقلند... نویسنده زمان جنگ داخلی امریکا نوشته بود این کتاب را و طبق معمول همیشه اسم نویسنده یادم نیست....
دم در ساختمان رو پله ها نشستم و کتاب را میخواندم و منتظر بودم که دو موتور سوار امدند... همان شکلی که باید باشند سیاه و بلند و ترسناک... همه جا را نگاه کرد و می دانستم که کجا توقف خواهد کرد دختران و پسران جوانی که روی چمنها نشسته بودند و سیگار می کشیدند. دختران سریع فرار کردند ولی پسر ها خواستند که غرورشان حفظ شود در نتیجه بردنشان ...به دلیل نشستن روی چمنها ...دختران و سیگار...تمام علائم فساد اخلاقی...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اينستاگرام gisoshirazi
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
مرد جوانی در زد گفت اردکشون اومده داخل حیاط ما،داشتم دنبال اردک می گشتم یک پسره را به جای اردکه پیدا کردم که تا منو دید پا گذاشت به فرار ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر