۱۱ مرداد ۱۳۸۵

کتاب قورباغه ات را بخور را خوانده اید؟ امروز زشترین قورباغه ام را خوردم :رفتن به دکتر زنان... اما باز هم ترسیدم وقتی که داخل رفتم دیدم کنار خانم دکتر یک دانشجوی مرد جوان هم نشسته بود و من فقط درباره ماموگرافی حرف زدم و حاضر نشدم در باره مشکلات واژینالی صحبت کنم. امان از این تابو های ذهنی ...

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...