۱۹ شهریور ۱۳۸۵

اموختن

هنوز هم هر بار که وارد کلاس می شوم ترس و هیجان تمام وجودم را می گیرد. تدریس کی عادی می شود؟ این لذت معلمی کی کهنه می شود؟ تلاش می کنم که سر شوق بیاورمشان کنجکاوشان کنم و مشارکت کنند
امروز تمدن بین االنهرین را درس دادم و انچنان با یکدیگر از حجاری ماده شیر زخمی لذت بردیم هنرمندی در 5000 سال پیش ما را در دردی و خشم حیوانی که تیر ستون فقراتش را شکافته و پاهایش فلج شده و با این همه تلاش می کند که خود را سرپا نگه دارد شریک کرد

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...