۱۹ شهریور ۱۳۸۵

ترس از درگیری باعث می شود که کوتاه بیایم. تهیه کننده گفته بود که از طرحهای من خوشش نیامده واز من خواست که پول را پس دهم منهم از ترس قبول کردم تمام دیشب در تختخواب غلت می زدم و فکر می کردم که توان رو در رویی را دارم و یا پول را بدهم و بی خیال شوم سرانجام امروز گفتم که پول را نمی دهم و به محض اینکه ان را بر زبان اوردم چنان احساس سبکی و رضایت وجودم را گرفت ..البته از ترسم تلفن را قطع کردم!

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...