۳ آبان ۱۳۸۵

خیلی سخت بود

عید فطر است برای اولین بار در عمرم کارگر گرفتم تا خونه جدید را تمیز کند کاری که تا به حال نکرده بودم. برای من سخت است که انسانی دیگر کار مرا انجام دهد می دانم هزار دلیل می توان بیان کرد که عدم تحصیل او باعث کار یدی است یا خودپسندانه تر اینکه من وقتم را باید صرف کاری های مهمتری کنم و یا اینکه پولشش را می دهم کار می کنم تا این کار ها را دیگری انجام دهد اما همه و همه و همه باز هم از اینکه دیگری کار های مرا انجام می دهد احساس گناه دارم مدام از او تشکر می کنم برای چای می برم و رفتاری به شدت عذرخواهانه دارم.

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...