۱۹ آذر ۱۳۸۵

دوستم در رژیم است از صبح هیچی نخورده بود تا بتونه شیرینی که دوست داره را بخوره... با شادی چای گذاشت اما بسته قند ناگهان باز شد و قند توی چای دوستم افتاد وشروع به جوشیدن کرد. حالا او حق داشت فقط یا چای را بخورد، یا شیرینی!
اخه این دو تا فقط با هم مزه می دن..ضمن اینکه دیگه چای نبود!

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...