۲۷ بهمن ۱۳۸۵


تو شیراز یه پیرزنه تو اتوبوس شلوغ هلش می دن می گه: کاکو یه رحمی به تهرونی ها بکنین اقد دوهولیمون ندید...

دو تا شیرازی بانک می زنن اولی به دومی می گه بیا بشموریم..دومی می گه کاکو حال داری..فردا رادیو اعلام می کنه...

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...