۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۶
باور می کنید زیر سینه راستم یک نخ موی بلند نازک و سفید پیدا کردم....باور کنید دارم از تعجب شاخ در می یارم ...یعنی چی؟ ده سانتی هست بلندی اش و اصلا دیده نمی شود...هیچ تحلیل علمی براش ندارم...فقط یاد پا گنده افتادم...همون موجوداتی که تما بدنشان موی سفید است و گویا انسان هستند. مسخ...یه روز گرگور بیدار می شه و می بینه شده یه پاگنده
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
۱ نظر:
خوبه دماغت سر جاش بود
ارسال یک نظر