۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۶

پیرمرد وپیرزنی را دیدم دست در دست هم ...دلم لرزید...می دانم که این تصویر دلیل بر خوشبختی نیست ...اما عادت کرده ایم که آرزومند این تصویر باشیم

۱ نظر:

Alborz گفت...

دلم واسه اينايی که مينويسی تنگ ميشه. اميدوارم فرصت خوندنشونو گير بيارم.
راستی از بابت دکترا هم تبريک. خيلی تبريک.

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...