رفتم استخر...مایو را زیر مانتو پوشیده بودم با احتیاط رفتم سراغ مسئول بداخلاق استخر
-ببخشید خانم می شه مایو دوتکه پوشید؟
- اگر از این پوشیده ها باشه اشکال نداره... نباید زیاد باز باشه ...
مانتو را کنار زدم و گفتم
- اینقدر باز چطوره؟
زن نگاهی به مایو من انداخت و خنده ای ناگهانی چهره پر از اخمش را ازهم باز کرد
- بدو برو توی آب تا کسی ندیده !بدو برو...
مایو من ....
خیلی باز نبود!
۲۷ مرداد ۱۳۸۶
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
۶ نظر:
مجبور شدم یکسری کامنت جذاب راپاک کنم....استانه تحمل اقایون خیلی پایین رفته ...نگران شدم
ارسال یک نظر