یه فیلم مستند دیدم به اسم زهره ومنوچهر کارگردانی ایرانی مقیم خارج ان را کار کرده بود...درباره ب کارت...کارگردانی کار افتضاح بود...اما موضوع انقدر جذاب بود که تا اخر نگاهش کنی...به خصوص از اینکه توانسته بود از روسپی ها مصاحبه بگیرد ...شرف برای دولت هم نگذاشته بود...دیدن خودمان از چشم غربی تجربه جالبی بود ..همه ان چیزی که به دیدنش عادت کرده ایم....چقدر زشت و کثیف و پلشتیم ...بخصوص در افکارمان ....عادتهایمان ...
۲۶ شهریور ۱۳۸۶
زهره و منوچهر
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
-
تولدم مبارک
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر