۲۸ شهریور ۱۳۸۶

حس کرده


-..وای خیلی حالم بده...دارم از غصه می میرم...من دیگه هیچ امید ی ندارم ...بدشانسی اوردم ...دانشگاهی که در خواست دادم، ایران دیگه قبولش نداره!
-خب حالا غصه نداره که می ری یه دانشگاه دیگه درخواست می دی
-نمی دونم اخه هنوز نمی دونم اینه یا نه
-یعنی چی؟
-یک نفر گفت یکی از دانشگاهای مالزی را ایران قبول نداره منم احساس کردم باید همین دانشگاهی باشه که من ثبت نام کردم ...
-احساس کردی؟!!!!!!!!!

۱ نظر:

ناشناس گفت...

salam aziz
ziba minevisi

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...