رفتم پولی راکه دهسال بود توی بانک مسکن گذاشته بودم که وام بگیرم دربیارم کارمند با نگرانی گفت جدا می خواید دفترچه تونوببینید..وقتی رقم موجودی را نگاه کرد لبخندی زدو گفت: اوه اگه اینوبر داری که بانک ورشکست می شه!!!!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
-
تولدم مبارک
۱ نظر:
ارسال یک نظر