۲۵ دی ۱۳۸۶


حالا که خواهرکم اومده پیشم ...دختر خاله زنگ زده من گوشی را برداشتم می گه :منزل خواهر گیس طلا...شما؟ مستاجرید؟ چرا تلفن بر می دارید؟ وا ...این دوره زمونه مستاجرا پررو شدن خودشون گوشی رو بر می دارن....
الان هم که دوتاشون اومدن خونه ام ... یکی شون برای من آموزش تولید صدای قورباغه گذاشته که با دست و بازو و...انجام می ده و صداها حقیقتا با یکدیگر فرق دارند و همه هم صدای قورباغه هستند! بامزه اسامی بود که روی صداها گذاشته بود :خشن،کودکانه ،فانتزی و...
دومی نشسته اینجا به دلیلی نامعلوم اصرار داره که خواهرکم به اونا بگه که علافن !!!بعد از کلی اصرار که بالاخره خواهرکم می گه :شما علافین... با خشم می گه: شما به ما می گی علاف ؟؟؟
توجه دارید که این دو تا هر دو دانشجوی فوق هستند وبه شدت جدی در دانشگاه و من همیشه فکر می کنم که هیچگاه هیچ مردی این طنز تصویری انان را نخواهد دید

هیچ نظری موجود نیست:

نتیجه گیری اخلاقیش تابلوه دیگه نه؟

رفیقی دارم که عاشق بنفشه افریقایی است،  من نیستم ،  به نظرم گل لوسی می رسد، شبیه این دختر شهری های است  که باید خواب و خوراک و ماشین و...