همکارم زنگ زده می گه که با یه مردی دوسالی دوست بوده بعد پسره ازش خواستگاری کرد و اینم گفته که بهش فکر می کنه بعد ازیه مدتی پسره گفته که قبلا ازدواج کرده و همسرش از سرطان مرده!
دخترک اول قاطی کرده اما یه مدت بعد پذیرفته... بعد از یه مدت مرده گفت که یه پسر دهساله هم داره !!
این بار خانم بیشتر قاطی کرده و دیرتر پذیرفت اما بالاخره پذیرفت و رفته تو کار تحقیق قبل از ازدواج... به همسایه پسره زنگ زده و گفت که اون ازش خواستگاری کرده
همسایه گفته:
- اونکه قبلا ازدواج کرده!
- می دونم به من گفتن که خانمشون فوت کرده ..
- وا ...کجا فوت کرده من همین دیشب دیدمش!!!
حالا من هر کاری می کنم نخندنم نمیشه ...نمی تونم دلداری بدم ...اونم داره گریه می کنه ..انوقت من هی دارم می خندم...وای نمیدونم چی کارکنم...دارم می ترکم از خنده

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠