۹ بهمن ۱۳۸۶


حائری امام جمعه شیراز از نمایشگاه ماشین الات بازدید می کرده پدر دوستم داشته یه ماشینو توضیح می داده با لهجه شیرازی غلیظ گفته: حاج آقو ایی ماشینو مرگ بر امریکا حالیش نیست بایه روغن امریکویی به خوردتش بدن عینه کارنم کنه
پدر دوستم را زودتر از موعد بازنشسته کردن

ترجمه به درخواست شما:

حاج اقا این ماشین مرگ بر امریکا متوجه نمی شه باید روغن امریکایی استفاده کنه و اگرنه کار نمی کنه

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...