۲۷ بهمن ۱۳۸۶


خواهرک می گه لنا دوست مکاتبه ای آلمانی اش نامه داده گفته یه مدت افسردگی گرفته بوده حالش خوب نبوده ...حالا بهتره
مامان از حموم اومده بود داشت پای شوفاژ موهای سفیدش را خشک میکرد شنید با غصه گفت: پس یه نفر دیگه ام به دعاهام اضافه شد؟

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...