۳۰ بهمن ۱۳۸۶

با دختر خاله شیطونم رفتیم جمعه بازار.. الکی گریه می کرد.. می گم: چی شده؟ می گه :اين عتيقه ها را مي بينم یاد جوونی هام افتادم..

هیچ نظری موجود نیست:

چند روز پیش در  بالای کوهی که چادر زده بودیم همسفر جدیدی گفت که بلاگ اسپات دیگه فیلتر نیست امروز اومدم  نگاه کردم دیدم راست می گه نیست  به...